تبليغاتX
شیخ شهید
شیخ شهید
...::: وَ قُل جاءَ الحقُ وَ زَهَقَ الباطلُ وَ انّ الباطلَ کان زهوقاً :::...
به بهانه سی ام سالگرد شهادت استاد مطهری

"مطهرى كه در طهارت روح و قدرت ايمان و قدرت بيان‏كم‏نظير بود... رفت و به ملأ اعلى پيوست... من فرزندبسيار عزيزى را از دست دادم و در سوگ او نشستم كه ازشخصيت‏هايى بود كه حاصل عمرم محسوب مى‏شد." (از پيام امام خمينى به مناسبت شهادت استاد مطهرى)

اى روح مطهر!
اكنون در اين زمان سراسر نياز، كوير تشنه و عطش‏ناك انديشه‏هاى جستجوگر اين‏نسل، بيش از همه وقت انتظار تو را مى‏كشد و در عصر هجوم "بودن"هاى كاذب ووجودهاى مصنوعى، "نبود" تو را غمگنانه مى‏سرايد و بر بام دلش، آواى اندوه، سر مى‏دهد.
اكنون، جوانه‏هاى رسته از شاخه‏هاى زمان پس از انقلاب، جوياتر از پيش، چشم اميدبه بارش انديشه‏هاى تو دوخته است تا هم چون هميشه، سرزمين بكر افكار را برويانى وساقه‏هاى خشكيده و قحطى زده را به برگ و بار بنشانى.
اى روشنايى خورشيد!
چه مى‏شد كه ديگر بار، انفجار فجرى مى‏شد و تابش سحرى از دامان فلق؟ چه مى‏شد كه‏نسل شب زده ما، طلوع دانش اصيل تو را بر افق افكار خويش به تماشا مى‏نشست و ظهور اسلام‏را از جام انديشه تو مى‏نوشيد؟ كه زبان تو، مجراى معارف زلال و شيرين مكتب بود.
اى باغبان بيدار و تيزبين!
باغ انديشه‏هاى نسل ما پر از نيلوفر سؤال است. چه مى‏شد كه دست‏هاى مهربان وصميمى تو علف حوزه‏هاى شبهه‏ها و اشكالات را مى‏چيد و ساقه‏هاى ترد ذهن ما راآبيارى مى‏كرد و گلبوته‏هاى شناخت ما را مى‏شكوفاند؟
شكسته باد و بريده باد دست "فرقان" كه با تبر ترور، بى‏رحمانه قامت استوار و تنومند تو را به خاك افكند و با سرب مذاب، مغز تو را كه عصاره عمرى تلاش و تجربه و آموختن ‏و اندوختن بود، نشانه گرفت و قلب تو را كه براى اسلام مى‏تپيد از كار انداخت.
(برای خواندن ادامه متن ، روی ادامه مطلب  کلیک کنید.)

مطهری


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در جمعه 11 اردیبهشت1388 و ساعت 19:34 |
آرمان هاي شهيد مطهري درباره حوزه (مصاحبه با شهيد آيت الله بهشتي)

يادم است که در سال 1326 که در قم با آقاي مطهري و آقاي منتظري و آقايان ديگر علاوه بر درس و بحث و کارهاي طلبگي مان هميشه به فکر سامان دادن به روحانيت و پربار کردن اين نهاد اسلامي اجتماعي بوديم در همان سال يک حرکتي را در يک جمع حدود 18 نفري انجام داديم که زمينه بود براي همکاري بيشتر و پردوام تردر جلسه ها و بحثهاي مختلف. همواره اين سخن مي رفت که بايد براي عظمت فکري و معنوي و تعالي اخلاقي و سامان يافتن هرچه بيشتر روحانيت تلاش کرد. در سال 1340 پس از فوت مرحوم آيت الله بروجردي جمعي براي بحث و گفتگو پيرامون مرجعيت و روحانيت در تهران به وجود آمد مجموعه بحث ها در همين کتاب بحثي درباره مرجعيت و روحانيت تنظيم و چاپ شد. شوري بود در همه براي اينکه بايد براي رشد روحانيت و سازماندهي آن تلاش کرد. اين شور و علاقه در ايشان و در همه ما هميشه حضور و جود دارد و هميشه در اين انديشه ايم که چه خدمتي بايد در اين راه انجام دهيم. مرحوم آقاي مطهري در آخرين سالهاي زندگيشان بر آن شدند که سفرهايي مرتب به قم بروند و با شروع بحثهاي پرمحتوا براي طلاب درس خوانده تر و فاضل تر، حرکتي را در راه غناي فکري حوزه دنبال کنند و توسعه بدهند، حرکتي که چه بسا مي توانست به ساماندهي هاي ديگر بيانجامد. دريغا که اين حرکت پر برکت ايشان با شهادتشان ناتمام ماند. 

|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در یکشنبه 30 فروردین1388 و ساعت 21:39 |
خون مطهري در رگهاي جامعه

بخشي از بيانات آيت‌الله جوادي‌آملي در ديدار اعضاي ستاد بزرگداشت استاد‌مطهري(ره)؛
فروردين 1387

يادم هست وقتي رسانه‌هاي گروهي خبر شهادت ايشان(شهيد مطهري) را رساندند، و عكس شريف ايشان را تلويزيون نشان مي‌داد، من فقط كارم اين بود كه آن عكس را مي‌بوسيدم و گريه مي‌كردم... حدود سال 32 بود كه ايشان از قم به تهران مهاجرت كردند. مدرسه مروي آن روز بهترين مدرسه تهران بود الآن هم همين طور است و چهار تا حجره رو به قبله داشت كه ما در يكي از آن چهار تا حجره رو به قبله مي‌نشستيم. در كنار حجره ما حجره مرحوم آقاي قاضي بود كه او تالي مدرس مدرسه مروي بود و شرح منظومه و اينها تدريس مي‌كرد. بعد از رحلت ايشان، مرحوم شهيد مطهري آمدند در همان حجره مستقر شدند. ايشان هم همين علوم عقلي را تدريس مي‌كردند، منتها روزها. و چون حجره‌ي ما با جائي كه ايشان تشريف مي‌آوردند براي تدريس، فاصله بسيار كم بود؛ غالب روزها كه تشريف مي‌آوردند، خدمتشان مي‌رسيديم و محضر ايشان براي همه‌ي ما شيوا و شيرين بود...
(برای خواندن بقیه متن روی ادامه مطلب کلیک کنید.)


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در شنبه 23 آذر1387 و ساعت 18:25 |
مگر این آخوند کیست که این همه از او می نویسید؟!!!مطهری ، مطهری ، مطهری

شايد بواسطه افراط و تفريط‌ها در تبليغات، تصوير آثار شهيد مطهري بصورتي كليشه‌اي و تكراري در ذهن بسياري از ما ثبت شده باشد،اما واقعيت اينست كه در بسياري از مقولات مبتلابه فكر ديني در دوران ما كارهاي شهيد مطهري قابل اغماض نيستند، بلكه مي‌توان گفت در بعضي حوزه‌‌ها اگر كارهاي شهيد مطهري را كنار بگذاريم هيچ اثر قابل تأمل ديگري در طول 50 سال گذشته پيدا نخواهيم كرد.
اگر "اصول فلسفه و روش رئاليسم" و حواشي شهيد مطهري بر آن نبود آيا مي‌توانستيم از ورود فعالانه حوزه‌هاي علميه و پرچمداران مآثر سنتي تفكر اسلامي به نقد فلسفه‌هاي حسي-تجربي دوران جديد گفتگو كنيم و از اين عكس‌العمل هوشمندانه تعريف و تمجيد كنيم.
اگر كتاب "خدمات متقابل اسلام و ايران" را از آثار 50 سال اخير متفكران كشورمان حذف كنيم چند اثر ديگر خواهيم يافت كه در دوران غلبه موج ناسيوناليسم ضد اسلامي رايج در كشورهاي عربي و اسلامي حرفي براي گفتن داشته باشد؟
آيا مي‌توانيم از تفسير هاي مادي رايج شعراي سنتي فرهنگ و تمدن اسلامي همچون حافظ سخن بگوييم و از كنار "تماشاگه راز" و مقدمه "علل گرايش به ماديگري" شهيد مطهري به سادگي بگذريم؟
پس از گذشت نزديك به سي سال از شهادت ايشان آيا مي‌توانيم از نقد انحرافات عزاداري سيدالشهداء بگوييم و از "حماسه حسيني" اسمي نبريم؟
آيا اگر شهيد مطهري نبود مي‌توانستيم نمونه جامع و موفق ديگري برخاسته از حوزه كه همچون او با مباحث و مسائل دوران ما درگير شده‌باشد نام ببريم؟
آيا مي‌توان پذيرفت كه همه اين آثار صرفا بخاطر مانور تبليغاتي در جمهوري اسلامي برجسته شده‌اند؟نظر شما چیست؟

|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در جمعه 17 آبان1387 و ساعت 20:32 |
شهيد مطهري در آغوش پيامبر اعظم(ص)

از مادرم شنیدم كه استاد مطهری در آخرین شب جمعه حیاتشان، یعنی پنج روز قبل از شهادتشان نیمه‌های شب با حالت عجیبی از خواب می‌پرند. مادر، از ایشان علت هیجان را جویا می‌شوند و ایشان می‌فرمایند: «خواب عجیبی دیدم. من و امام‌‌‌(خميني) در صحن مسجدالحرام در كنار كعبه ایستاده بودیم. پیغمبر (ص) به طرف ما آمدند و به من نزدیك شدند. من به امام اشاره كردم و گفتم: «آقا، فرزند شما هستند.» حضرت رسول به طرف امام رفته و با ایشان روبوسی كردند. بعد به طرف من آمدند و مرا محكم در آغوش فشردند و صورت مرا بوسیدند به طوری كه الان گرمی لبهای ایشان را احساس می‌كنم پیش‌بینی می‌كنم كه حادثه مهمی در زندگی من اتفاق خواهد افتاد.»
راوي:فرزند شهيد مطهري (ره)
تا  كي  به  تمناي  وصال  تو  يگانه - اشكم شود از هر مژه چون سيل روانه

|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در جمعه 3 آبان1387 و ساعت 11:26 |
اعلاميه مشترک شهيد مطهري و بازرگان درباره دکتر علی شريعتي
سلام.با کمال احترام به شخصیت دکتر علی شریعتی،اعلاميه مشترک شهيد مطهري و بازرگان درباره دکتر علی شريعتي در وبلاگ قرار گرفت.

اين اعلاميه به قلم استاد شهيد مرتضي مطهري(ره) نگاشته شده است. شايان ذکر است که چند روز بعد از انتشار اين اعلاميه بسيار ضروري و مهم، مهندس بازرگان به دلايل نامشخصي اعلاميه ديگري منتشر کرد و در آن امضاي خود را در اعلاميه قبلي پس گرفت!

برای خواندن این اعلامیه روی ادامه مطلب کیلیک کنید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در پنجشنبه 11 مهر1387 و ساعت 23:7 |
زندگینامه استاد مطهری(ره)
استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود در حالي که به تازگي موسس گرانقدر آن آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي ديده از جهان فروبسته و رياست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري به عهد گرفته اند.

روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در دوشنبه 8 مهر1387 و ساعت 14:13 |
بیست نکته درباره مطالعه کتب شهید مطهری(ره)

چگونه كتب استاد را مطالعه كنيم كه تا انتهاي مسير ثابت قدم و استوار بمانيم ؟

آن چه در پي مي‌آيد ، نكاتي چند درباره‌ي مطالعه‌ي آثار شهيد مطهري است . اميد است كه براي خوانندگان گرامي كارگر افتاده و آن‌ها را در پيمودن هر چه صحيح‌تر اين راه ياري كند . البته از خوانندگان عزيز تقاضا دارم ، همه‌ي اين نكات را به دقت خوانده و به كار بندند ، هم چنين از انتخاب روش‌هاي سليقه‌اي هم به شدت پرهيز كنند .

1 . براي پيمودن هر راهي در ابتدا بايد انگيزه‌ي رهرو ، براي پيمودن آن راه به حد بالايي برسد تا اگر موانعي ايجاد شد ، هيچ ترديد و تزلزلي در او پديد نيايد .

بسياري از كساني كه كتب استاد را براي مطالعه انتخاب كرده و خواندن آن‌ها را هم آغاز نموده‌اند ، به دليل نداشتن انگيزه‌ي بالا ، در همان ابتدا به قول خودمان بريده‌اند . دانستن اهميت مطالعه‌ي كتب شهيد مطهري ، بزرگ‌ترين عاملي است كه مي‌تواند ما را با انگيزه‌ي بالايي به طرف اين كتب ارزش‌مند سوق دهد . وظيفه‌ي مقاله‌ي قبلي ، همين ايجاد انگيزه بود .

برای دیدن بقیه نکات روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در یکشنبه 10 شهریور1387 و ساعت 19:7 |
جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه

..::بسم الله الرحمن الرحیم::..

با کجروی ها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد...

در اسلام شناسی و فنون مختلفه ی اسلامی کم نظیر بود...

از شخصیتهایی بود که حاصل عمرم محسوب می شد...

در اسلام عزیز به شهادت این فرزند برومند و عالم جاودان ثلمه ای وارد شد که هیچ چیز جایگزین آن نیست...

مردگان را حیات می بخشند و به ظلمت ها نور می افشانند...

من گرچه فرزند عزیزی را که پاره تنم بود از دست دادم لکن مفتخرم که چنین فرزندان فداکاری در اسلام وجود داشت و دارد...

مطهری که در طهارت روح و قوّت ایمان و قدرت بیان کم نظیر بود،رفت و به ملأ اعلی پیوست،لکن بدخواهان بدانند که با رفتن او شخصیت اسلامی و علمی و فلسفی اش نمی رود...

به تعلیم و تربیت جامعه پرداخت...

آثار قلم و زبان او بی استثناء آموزنده و روانبخش است...

نصایح او که از قلبی سرشار از ایمان و عقیدت نشأت می گرفت،برای عارف و عامی سودمند و فرح زاست...

خدایش رحمت کند...

من به دانشجویان و طبقه ی روشنفکر متعهد توصیه می کنم که کتابهای این استاد عزیز را نگذارند با دسیسه های غیر اسلامی فراموش شود...

                                                                                     ..:: امام خمینی(ره) ::..

خشم امت ز سوگ تو جوشید     بی تو رهبر سیه جامه پوشید

مطهری می گوید:

سبب دوستى و محبت على در دلها چيست؟ رمز محبت را هنوز كسى كشف نكرده است، يعنى نمى‏توان آنرا فورموله كرد و گفت اگر چنين شد چنان مى‏شود و اگر چنان شد چنين، ولى البته رمزى دارد. چيزى در محبوب هست كه براى محب از نظر زيبائى خيره كننده است و او را به سوى خود مى‏كشد. جاذبه و محبت در درجات بالا عشق ناميده مى‏شود. على محبوب دلها و معشوق انسانهاست. چرا؟ و در چه جهت؟ فوق العادگى على در چيست كه عشقها را برانگيخته و دلها را به خود شيفته ساخته و رنگ حيات جاودانى گرفته است و براى هميشه زنده است؟ چرا دلها همه خود را با او آشنا مى‏بينند و اصلا او را مرد ه احساس نمى كنند بلكه زنده مى‏يابند؟ مسلما ملاك دوستى او جسم او نيست زيرا جسم او اكنون در بين ما نيست و ما آن را احساس نكرده‏ايم. و باز محبت على از نوع قهرماندوستى كه در همه ملتها وجود دارد نيست. هم اشتباه است كه بگوئيم محبت على از راه محبت فضيلتهاى اخلاقى و انسانى است، و حب على حب انسانيت است. درست است على مظهر انسان كامل بود و درست است كه انسان نمونه‏هاى عالى انسانيت را دوست مى‏دارد اما اگر على همه اين فضائل انسانى را كه داشت مى‏داشت، آن حكمت و آن علم، آن فداكاريها و از خود گذشتگيها، آن تواضع و فروتنى، آن ادب، آن مهربانى و عطوفت، آن ضعيف پرورى، آن عدالت، آن آزادگى و آزاديخواهى، آن احترام به انسان، آن ايثار، آن شجاعت، آن مروت و مردانگى نسبت به دشمن، و به قول مولوى:
در شجاعت شير ربا نيستى *** در مروت خود كه داند كيستى؟
آن سخا وجود و كرم و... اگر على همه اينها را كه داشت مى‏داشت اما رنگ الهى نمى‏داشت، مسلما اين قدر كه امروز عاطفه انگيز و محبت خيز است نبود. على از آن نظر محبوب است كه پيوند الهى دارد. دلهاى ما به طور ناخودآگاه در اعماق خويش با حق سر و سر و پيوستگى دارد، و چون على را آيت بزرگ حق و مظهر صفات حق مى‏يابند و به او عشق مى‏ورزند. در حقيقت پشتوانه عشق على، پيوند جانها با حضرت حق است كه براى هميشه در فطرتها نهاده شده و چون فطرتها جاودانى است مهر على نيز جاودان است.

                                                 (جاذبه و دافعه علی علیه السلام /صفحه ۱۰۰ و ۱۰۱)

مطهری(ره)،شیعه ی علی علیه اسلام است،و از من و تو نزدیک تر به علی علیه السلام،پس ما به این علامه متأله عرضه می داریم:

نازمت ای شهید بهابر                 ای شهادت تو را عمر دیگر

خود نمیری که مردن تو را نیست   زنده ای زنده تا صبح محشر

نقش هر دفترت زندگی ساخت     زندگی از تو زاید مکرر

ای خطیب دلنواز نکته پرداز           عندلیب نغمه ساز عطر پرواز

رفتی و مانده داغ تو بر دل            رفتی و مانده یاد تو در سر

این مطهری است که بعد از گذشت بیست و اندی سال از شهادتش،عقل ها را می پزد،روح ها را به حرکت در می آورد،راه را نشان می دهد،دل را می سوزاند و ... ما را به اینجا می کشاند،امید است که خونش هدر نرود...

از ما انتقاد کنید و به ما پیشنهاد دهید...یا علی علیه السلام

تا کی به تمنای وصال تو یگانه - اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در چهارشنبه 29 اسفند1386 و ساعت 11:49 |
شیخ شهید