این اشک ها به پای شما آتشم زدند
شکرخدا برای شما آتشم زدند
من جبرییل سوخته بالم ،نگاه کن!
معراج چشم های شما آتشم زدند
سر تا به پا خلیل گلستان نشین شدم
هر جا که در عزای شما آتشم زدند
از آن طرف مدینه و هیزم،ازاین طرف
با داغ کربلای شما آتشم زدند
بردند روی نیزه دلم را و بعد از آن
یک عمر در هوای شما آتشم زدند
گفتم کجاست خانه خورشید شعله ور
گفتند بوریای شما، آتشم زدند
دیروز عصر تعزیه خوانان شهرمان
همراه خیمه های شما آتشم زدند
امروز نیز نیّر وعمان و محتشم
با شعر در رثای شما آتشم زدند
(شاعر:سید حمیدرضا برقعی)

..:: التماس دعا ::..
سلام.به خاطر یک سری دلایل مدتی نتونستم در خدمتون باشم.امیدوارم منو مورد عفوتون قرار بدید.الان هم فقط خواستم شهادت شیخ الائمه ، آقا و مولامون ، رئیس مذهب جعفری ، حضرت امام صادق (علیه السلام) رو به شما اهل مذهب حق ، تسلیت عرض کنم.دل هر سنگی از مصیبت های ایشان آب میشه.خوبه که همین جا وبلاگ رو ارزش ببخشم با یک حدیث زیبا از امام صادق (علیه السلام).ایشان در آخرین لحظات زندگی ظاهری شون امر فرمودند که همه دوستان و آشنایان رو جمع کنید.حتماً مطلب مهمی هست که در این لحظات آخر باید گفته بشه.وقتی همه جمع شدند ایشان رو به اطرافیان کردند و فرمودند : "شفاعت ما به کسی که نماز رو سبک بشماره نمی رسه." خدانگهدار
راستش را به ما نگفتند یا لا اقل همه راست را به ما نگفتند.
گفتند تو بیایی خون به پامی کنی .جوی خون راه می اندازی واز کشته پشته میسازی.
ما را از ظهور تو ترساندند.
درست مثل اینکه حادثه ای به شیرینی تولد را کتمان کنند وتنها از درد زادن بگویند.
ما از همان کودکی تو را دوست داشتیم.با همه فطرتمان به تو عشق می ورزیدیم و با همه وجودمان بی تاب آمدنت بودیم.عشق تو با سرنوشت ما عجین شده بود و امدنت طبیعی ترین و شیرینترین نیازمان بود.
اما کسی به ما نگفت که چه گلستانی میشود جهان وقتی تو بیایی.......
همه پیش از آنکه نگاه مهر گستر و دست های عاطفه تو را توصیف کنند ، شمشیر تو رانشانمان دادند.
آری!
کسی به ما نگفت که ان ساحل امید که در این دریای خون نشسته است چگونه ساحلی است؟
کسی به ما نگفت وقتی تو بیایی پرندگان در آشیانه های خود جشن می گیرند و ماهیان دریا شادمان میشوند و چشمه ساران می جوشند و زمین چند برابر محصول خویش را عرضه می کند.....
به ما نگفتند که وقتی تو بیایی دلهای بندگان را آکنده از عبادت و اطاعت می کنی و عدالت بر همه جا دامن می گستراند وخدا به واسطه تو دروغ را ریشه کن می کند و خوی ستمگری و درندگی را محو می سازد و طوق ذلت را از گردن خلایق بر میدارد.......
امید که بیایی!
(سید مهدی شجاعی)
(سلام . در روزی مثل امروز ، بزرگترین حادثه تاریخ انسانیت محقق گردیده است ، پس از قرن ها سیاهی ، درب های آسمان به روی انسان گشوده شد و برنامه کامل تکامل او از طریق قلب و زبان نورانی و عزیز خاتم الانبیاء به گوشش رسید . امروز ، روز آغاز رسالت سرور تمام مخلوقات عالم از اول خلقت تا سرانجام جهان می باشد.باید هدیه داد ، اما چه هدیه ای گران سنگ تر از گوهرواژه های حضرتش؟ شهید مطهری در کتاب " سیری در سیره نبوی " صفحه 44 می فرمایند:
" ما نمیتوانيم از اين اظهار تأسف درباره خودمان خودداری بكنيم
كه ما كه امت پيغمبر آخر الزمان هستيم ، از هر كداممان اگر بپرسند ،
نه چند تا سخن از پيغمبر بلديم حتی لفظش را هم بلد نيستيم
چه رسد به معنی و تفسيرش و نه از سيره و رفتار پيغمبر میتوانيم
چند كلمه بگوئيم. "
100 گوهرواژه از پیامبر رحمت(ص) که استاد مطهری در آخر کتاب " سیری در سیره نبوی " نقل می فرمایند ، تقدیمتان باد.برای ظهور آخرین وصی خاتم الانبیاء ، حضرت ارباب صاحب الزمان(عج) دعا کنیم.)
از كلمات كوتاه حضرت رسول (ص):
۱- هر چه فرزند آدم پيرتر میشود ، دو صفت در او جوانتر میگردد : حرص و آرزو .
۲- دو گروه از امت من هستند كه اگر صلاح يابند ، امت من صلاح میيابد و اگر فاسد شوند ، امت من فاسد میشود : علما و حكام .
۳- شما همه شبان و مسؤول نگاهبانی يكديگريد .
۴- نمیتوان همه را به مال راضی كرد اما به حسن خلق ، میتوان .
۵- ناداری بلاست ، از آن بدتر ، بيماری تن ، و از بيماری تن دشوارتر ، بيماری دل .
۶- مؤمن ، همواره در جستجوی حكمت است .
۷- از نشر دانش نمیتوان جلو گرفت .
۸- دل انسانی همچو پری است كه در بيابان به شاخه درختی آويزان باشد ، از وزش بادها دائم در انقلاب است و زير و رو میشود .
۹- مسلمان آن است كه مسلمانان از دست و زبان او در آسايش باشند .
۱۰- رهنمای به كار نيك ، خود كننده آن كار است .
۱۱- هر دل سوختهای را عاقبت پاداشی است .
۱۲- بهشت زير قدمهای مادران است .
۱۳- در رفتار با زنان ، از خدا بترسيد و آنچه درباره آنان شايد ، از نيكی دريغ ننمائيد .
۱۴- پروردگار همه يكی است و پدر همه يكی . همه فرزند آدميد و آدم از خاك است . گرامیترين شما نزد خداوند ، پرهيزكارترين شماست .
۱۵- از لجاج بپرهيزيد كه انگيزه آن ، نادانی و حاصل آن ، پشيمانی است .
۱۶- بدترين مردم كسی است كه گناه را نبخشد و از لغزش چشم نپوشد و باز از او بدتر كسی است كه مردم از گزند او در امان و به نيكی او اميدوار نباشند .
۱۷- خشم مگير و اگر گرفتی ، لختی در قدرت كردگار بينديش .
۱۸- چون تو را ستايش كنند ، بگو ای خدا مرا بهتر از آنچه گمان دارند بساز و آنچه را از من نمیدانند بر من ببخش و مرا مسؤول آنچه میگويند قرار مده .
۱۹- به صورت متملقين ، خاك بپاشيد .
۲۰- اگر خدا خير بندهای را اراده كند ، نفس او را واعظ و رهبر او قرار میدهد .
۲۱- صبح و شامی بر مؤمن نمیگذرد مگر آنكه بر خود گمان خطا ببرد .
۲۲- سختترين دشمن تو ، همانا نفس اماره است كه در ميان دو پهلوی تو جا دارد .
۲۳- دلاورترين مردم آن است كه بر هوای نفس ، غالب آيد .
۲۴- با هوای نفس خود نبرد كنيد تا مالك وجود خود گرديد .
۲۵- خوشا به حال كسی كه توجه به عيوب خود ، او را از توجه به عيوب ديگران باز دارد .
۲۶- راستی به دل آرامش میبخشد و از دروغ ، شك و پريشانی میزايد .
۲۷- مؤمن آسان انس میگيرد و مأنوس ديگران میشود .
۲۸- مؤمنين همچو اجزاء يك بنا ، همديگر را نگاه میدارند .
۲۹- مثل مؤمنين در دوستی و علقه به يكديگر ، مثل پيكری است كه چون عضوی از آن به درد بيايد ، باقی اعضا به تب و بی خوابی دچار میشوند .
۳۰- مردم مانند دندانههای شانه ، با هم برابرند .
۳۱- دانش جوئی بر هر مسلمانی واجب است .
۳۲- فقری سختتر از نادانی و ثروتی بالاتر از خردمندی و عبادتی والاتر از تفكر نيست .
۳۳- از گهواره تا به گور ، دانشجو باشيد .
۳۴- دانش بجوئيد گرچه به چين باشد .
۳۵- شرافت مؤمن در شب زندهداری و عزت او در بی نيازی از ديگران است .
۳۶- دانشمندان ، تشنه آموختناند .
۳۷- دلباختگی ، كر و كور میكند .
۳۸- دست خدا با جماعت است .
۳۹- پرهيزكاری ، جان و تن را آسايش میبخشد .
۴۰- هر كس چهل روز به خاطر خدا زندگی كند ، چشمه حكمت از دلش به زبان جاری خواهد شد .
۴۱- با خانواده خود بسر بردن ، از گوشه مسجد گرفتن ، نزد خداوند پسنديده تر است .
۴۲- بهترين دوست شما آن است كه معايب شما را به شما بنمايد .
۴۳- دانش را به بند نوشتن در آوريد .
۴۴- تا دل درست نشود ، ايمان درست نخواهد شد و تا زبان درست نشود ، دل درست نخواهد بود .
۴۵- تا عقل كسی را نيازمودهايد ، به اسلام آوردن او واقعی نگذاريد .
۴۶- تنها به عقل میتوان به نيكيها رسيد . آنكه عقل ندارد از اين تهی است .
۴۷- زيان نادانان ، بيش از ضرری است كه تبهكاران به دين میرسانند .
۴۸- هر صاحب خردی از امت مرا چهار چيز ضروری است : گوش دادن به علم ، به خاطر سپردن و منتشر ساختن دانش و بدان عمل كردن .
۴۹- مؤمن از يك سوراخ ، دوبار گزيده نمیشود .
۵۰- من برای امت خود ، از بی تدبيری بيم دارم نه از فقر .
۵۱- خداوند زیباست و زیبایی را دوست می دارد.
۵۲- خداوند مومن صاحب حرفه را دوست دارد.
۵۳- تملق ، خوی مؤمن نيست .
۵۴- نيرومندی به زور بازو نيست ، نيرومند كسی است كه بر خشم خود غالب آيد .
۵۵- بهترين مردم ، سودمندترين آنان به حال ديگرانند .
۵۶- بهترين خانه شما آن است كه يتيمی در آن به عزت زندگی كند .
۵۷- چه خوب است ثروت حلال در دست مرد نيك .
۵۸- رشته عمل ، از مرگ بريده میشود مگر به سه وسيله : خيراتی كه مستمر باشد ، علمی كه همواره منفعت برساند ، فرزند صالحی كه برای والدين دعای خير كند .
۵۹- پرستش كنندگان خدا سه گروهند : يكی آنان كه از ترس ، عبادت میكنند و اين عبادت بردگان است ، ديگر آنان كه به طمع پاداش ، عبادت میكنند و اين عبادت مزدوران است ، گروه سوم آنان كه به خاطر عشق و محبت ، عبادت میكنند و اين عبادت آزادگان است .
۶۰- سه چيز نشانه ايمان است : دستگيری با وجود تنگدستی ، از حق خود به نفع ديگری گذاشتن ، به دانشجو علم آموختن .
۶۱- دوستی خود را به دوست ظاهر كن تا رشته محبت محكمتر شود .
۶۲- آفت دين سه چيز است : فقيه بدكار ، پيشوای ظالم ، مقدس نادان .
۶۳- مردم را از دوستانشان بشناسيد ، چه ، انسان همخوی خود را به دوستی میگيرد .
۶۴- گناه پنهان ، به صاحب گناه زيان میرساند ، گناه آشكار ، به جامعه .
۶۵- در بهبودی كار دنيا بكوشيد اما در كار آخرت چنان كنيد كه گوئی فردا رفتنی باشيد .
۶۶- روزی را در قعر زمين بجوئيد .
۶۷- چه بسا كه از خودستائی ، از قدر خود میكاهند و از فروتنی ، بر مقام خود میافزايند .
۶۸- خدايا ! فراخترين روزی مرا در پيری و پايان زندگی كرامت فرما .
۶۹- از جمله حقوق فرزند بر پدر اين است كه نام نيكو بر او بگذارد و نوشتن به او بياموزد و چون بالغ شد ، او را همسر انتخاب كند .
۷۰- صاحب قدرت ، آن را به نفع خود به كار میبرد .
۷۱- سنگينترين چيزی كه در ترازوی اعمال گذارده میشود ، خوشخوئی است .
۷۲- سه امر ، شايسته توجه خردمند است : بهبودی زندگانی ، توشه آخرت ، عيش حلال .
۷۳- خوشا كسی كه زيادی مال را به ديگران ببخشد و زيادی سخن را برای خود نگاهدارد .
۷۴- مرگ ، ما را از هر ناصحی بینياز میكند .
۷۵- اينهمه حرص حكومت و رياست و اينهمه رنج و پشيمانی در عاقبت !
۷۶- عالم فاسد ، بدترين مردم است .
۷۷- هر جا كه بدكاران حكمروا باشند و نابخردان را گرامی بدارند ، بايد منتظر بلائی بود .
۷۸- نفرين باد بر كسی كه بار خود را به دوش ديگران بگذارد .
۷۹- زيبائی شخص ، در گفتار اوست .
۸۰- عبادت ، هفت گونه است كه از همه والاتر ، طلب روزی حلال است .
۸۱- نشانه خوشنودی خدا از مردمی ، ارزانی قيمتها و عدالت حكومت آنهاست .
۸۲- هر قومی شايسته حكومتی است كه دارد .
۸۳- از ناسزا گفتن ، بجز كينه مردم ، سودی نمیبری .
۸۴- پس از بت پرستيدن ، آنچه به من نهی كردهاند ، در افتادن با مردم است .
۸۵- كاری كه نسنجيده انجام شود ، بسا كه احتمال زيان دارد .
۸۶- آنكه از نعمت سازش با مردم محروم است ، از نيكيها يكسره محروم خواهد بود .
۸۷- از ديگران چيزی نخواهيد گرچه يك چوب مسواك باشد .
۸۸- خداوند دوست ندارد كه بندهای را بين يارانش ، با امتياز مخصوص ببيند .
۸۹- مؤمن ، خندهرو و شوخ است ، و منافق ، عبوس و خشمناك .
۹۰- اگر فال بد زدی ، به كار خود ادامه بده و اگر گمان بد بردی ، فراموش كن و اگر حسود شدی ، خوددار باش .
۹۱- دست يكديگر را به دوستی بفشاريد كه كينه را از دل میبرد .
۹۲- هر كه صبح كند و به فكر اصلاح كار مسلمانان نباشد ، مسلمان نيست .
۹۳- خوشروئی كينه را از دل میبرد .
۹۴- مبادا كه ترس از مردم ، شما را از گفتن حقيقت باز دارد ! .
۹۵- خردمندترين مردم ، كسی است كه با ديگران بهتر بسازد .
۹۶- در يك سطح زندگی كنيد تا دلهای شما در يك سطح قرار بگيرد . با يكديگر در تماس باشيد تا بهم مهربان شويد .
۹۷- هنگام مرگ ، مردمان میپرسند از ثروت چه باقی گذاشته ؟ فرشتگان میپرسند از عمل نيك چه پيش فرستاده ؟ .
۹۸- منفورترين حلالها نزد خداوند ، طلاق است .
۹۹- بهترين كار خير ، اصلاح بين مردم است .
۱۰۰- خدايا مرا به دانش ، توانگر ساز و به بردباری ، زينت بخش و به پرهیزگاری ، گرامی بدار و به تندرستی ، زیبایی ده.
(سیری در سیره نبوی / صفحه 251)
على - عليهالسلام - هنگامى كه به سوى كوفه مىآمد، وارد شهر انبار شد كه مردمش ايرانى بودند. كدخدايان و كشاورزان ايرانى خرسند بودند كه خليفه محبوبشان از شهر آنها عبور مىكند، به استقبالش شتافتند، هنگامى كه مركب على به راه افتاد، آنها در جلو مركب على (ع) شروع كردند به دويدن. على آنها را طلبيد و پرسيد: " چرا مىدويد، اين چه كارى است كه مىكنيد؟! ". - اين يك نوعى احترام است كه ما نسبت به امرا و افراد مورد احترام خود مىكنيم. اين سنت و يك نوع ادبى است كه در ميان ما معمول بوده است ". - " اينكار شمارا در دنيا به رنج مىاندازد، و در آخرت به شقاوت مىكشاند. هميشه از اين گونه كارها كه شما را پست و خوار مىكند خوددارى كنيد. بعلاوه اين كارها چه فايدهاى به حال آن افراد دارد؟ "
(داستان راستان/جلد1/صفحه20)
سوال: نتیجه این داستان را برای ما بنویسید.
وجود مقدس امام عسکری(ع) به جلالت و هیبت و رُواء(=حسن منظر) ممتاز بودند.یعنی اساساً عظمت و هیبت و جلالت در قیافه ایشان به نحوی بود که هر کس که ایشان را ملاقات می کرد تحت تأثیر آن سیما قرار می گرفت، قبل از اینکه حضرت سخن بگویند و او از علم ایشان چیزی بفهمد.وقتی که سخن می گفتند و دریای مواجّی شروع می کرد به سخن گفتن، دیگر تکلیفش روشن است.در بسیاری از حکایات و روایات این قضیه کاملاً مشخص و محرز است.حتی دشمنان با اینکه ایشان را سخت تحت تعقیب داشتند و گاهی به زندان می بردند، وقتی که با حضرت رو به رو می شدند وضع عجیبی داشتند، نمی توانستند در مقابل ایشان خضوع نکنند.
(سیری در سیره ائمه اطهار(ع)/صفحه ۲۱۶)
امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرمایند:
ياران پيامبر مي دانند كه من لحظه اي به خدا و پيامبرش پشت نكردم . همه مي دانند من در جاي جاي حوادث سخت و پرخطر كه قهرمانان پا پس مي كشيدند از فدا كردن جانم دريغ نمي كردم. كيست كه از من به پيامبر در زندگي و مرگ نزديك تر است؟ از كودكي در دامان او باليدم و در آخرين لحظه هاي عمر تنها يار وفادار او بودم . پيامبر خدا در حالي به ملكوت اعلا پيوست كه سرش را بر سينه ام گذاشته بود . در لحظه ي عروج جان پاك و نازنين او از ميان دست هايم پر كشيد و بال رفت. دست هايم رابه تبرك بر چهره ام كشيدم و آن گاه پيكر پاكش را شستم در حالي كه فرشتگان ياري ام مي دادند. ناله ي آن ها در و ديوار خانه را آكنده بود . گروهي فرود مي آمدند و گروهي ديگر بالا مي رفتند. گوش هاي من لحظه اي از هياهوي فرشتگان خالي نبود. او را در آرامگاهش به خاك سپردم در حالي كه مي شنيدم فرشتگان بر او درود مي فرستند. (برگرفته از خطبه ي 188 نهج البلاغه)
کلیک کنید برای خواندن:
..::خوابی که استاد مطهری قبل از شهادت،درباره پیامبر رحمت(ص) دیده بودند::..
اگر از ما بپرسند شما در روز عاشورا كه هی حسين حسين میكنيد و به سر خودتان میزنيد،چه میخواهيد بگوئيد؟،بايد بگوئيم : ما میخواهيم حرف آقايمان را بگوئيم.ما هر سال میخواهيم تجديد حيات بكنيم، « يا ايها الذين آمنوا استجيبوا لله و للرسول اذا دعاكم لما يحييكم ». بايد بگوئيم عاشورا روز تجديد حيات ماست،در اين روز میخواهيم در كوثر حسينی شستشو بكنيم،تجديد حيات بكنيم،روح خودمان را شستشو بدهيم،خودمان را زنده كنيم،از نو مبادی و مبانی اسلام را بياموزيم،روح اسلام را از نو به خودمان تزريق بكنيم.ما نمیخواهيم حس امر به معروف و نهی از منكر،احساس شهادت،احساس جهاد،احساس فداكاری در راه حق در ما فراموش بشود،نمیخواهيم روح فداكاری در راه حق در ما بميرد.
اين،فلسفه عاشورا است،نه گناه كردن و بعد به نام حسين بن علی بخشيده شدن!،گناه بكنيم بعد در مجلسی شركت بكنيم و بگوئيم خوب ديگر گناهانمان بخشيده شد.گناه آنوقت بخشيده میشود كه روح ما پيوندی بخورد با روح حسين بن علی(ع).اگر پيوند بخورد،گناهان ما قطعا بخشيده میشود،ولی علامت بخشيده شدنش اينست كه دو مرتبه ديگر دنبال آن گناه نمیرويم.اما اينكه گناه بكنيم،از مجلس حسين بن علی بيرون برويم و دو مرتبه دنبال آن گناهان برويم،نشانه اينست كه روح ما با روح حسين بن علی پيوند نخورده است. (حماسه حسینی/جلد اول/صفحه۱۸۷)
..::عید بزرگ اسلامی،غدیر خم،بر بشریت مبارک باد::..
بسم الله الرحمن الرحیم
حمد و ثنای الهی
ستایش خداوندی را که در یگانگی، والا و در بیهمتایی، نزدیک و در اقتدار شکوهمند، و در ارکان خود بسی بزرگ است. دانشش بر همه چیز احاطه دارد و حال آنکه او در مقام خوش است و آفریدگان، همگی مقهور قدرت اویند. بزرگی که پیوسته بوده و ستودهای که همیشه خواهد بود. پدید آورنده آسمانهای بلند و گستراننده گستره شدهها و فرمانروای مطلق زمینها و آسمانهاست و بیاندازه پاک و بینهایت پاکیزه است. پروردگار فرشتگان و روحالقدس و نسبت به هر آنچه آفریده، فزونبخش است و چه ساخته و پرداخته، غرقه عطا و فضل اویند. هر دیدهای را میبیند، و هیچ دیدهای را توان دیدار او نیست.
(برای خواندن بقیه خطبه غدیر،روی ادامه مطلب کلیک کنید.)
ادامه مطلب
همه اين عناصر، در حادثه كربلا كه مجموعهاي است از عكس العملها و تصميماتي كه از طرف وجود مقدس اباعبدالله عليه السلام اتخاذ شده دخالت داشته است.
تا زمان معاويه مسئله حكومت و خلافت، يك مسئله موروثي نبود، مسئلهاي بود كه درباره آن تنها دو طرز فكر وجود داشت.
(برای خواندن بقیه متن روی ادامه مطلب کلیک کنید.)
ادامه مطلب
ولی من(=اینشتین)میگویم:انسانیت-به مفهوم وسیع و کامل خود-هم"محبّت به جا"و"هم عدالت واقع بینانه"را بهمراه دارد.امام علی(ع)این بزرگمرد تاریخ،نیز درآن وقت که آن"اعتراض واقع بینانه"را به دختر خود روا داشته،به طور حتم،قلبش مَملـُوّ از محبّت دختر عزیزش بوده؛ولی عدالت-که نوعی محبّت اجتماعی است-بر آن محبت فردی غلبه نموده وآنرا دچار"نسبیّت"ساخته،نه"مکمّلیت".و اینکه جناب بور،هنگام تنبیه پسر بازیگوش خود،احساس محبت نمی کرده...
(برای خواندن بقیه روی ادامه مطلب کلیک کنید)
ادامه مطلب
