

...::: بقیه عکس ها در ادامه مطلب :::...
مطالب مرتبط: انا لله و انا الیه راجعون ، در رابطه با تحصیل علم
ادامه مطلب
دیروز...
گرم صحبت با یکی از دوستانم بودم و گاهی می خندیدم...
یکی از دوستان سر رسید و گفت:
آیـت الله بهجت رحلت فرمودند.
باورم نشد و سخنش را شوخی پنداشتم...
اما...
اما وقتی رادیو پیام تسلیت را خواند...
وقتی که تجمع مردم را به درب منزل ایشان دیدم...
وقتی که صدای قرآن از گوشه کنار شهر به گوشم رسید....
و وقتی که بر عکس های ایشان - که بر در و دیوار مغازه های شهر چسبیده بود - نظرم افتاد ...
همان عکس هایی که خط سیاهی بر گوشه آنها افتاده بود و گریه می کرد...
یکی گفت: بهجت رفت...

پیام تسلیت رهبر انقلاب به مناسبت رحلت آیت الله بهجت(رحمت الله علیه):
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
با دریغ و افسوس فراوان خبر یافتیم که عالم ربانی، فقیه عالیقدر و عارف روشن ضمیر حضرت آیت الله آقای حاج شیخ محمدتقی بهجت «قدس الله نفسه الزکیه» دار فانی را وداع گفته و به جوار رحمت حق پیوسته است.
برای اینجانب و همه ی ارادتمندان آن مرد بزرگ، این مصیبتی سنگین و ضایعه ای جبران ناپذیر است: ثلم فی الاسلام ثلمه لا یسدها شیء. آن بزرگوار که از برجستگان مراجع تقلید معاصر به شمار می رفتند، معلم بزرگ اخلاق و عرفان و سرچشمه فیوضات معنوی بی پایان نیز بودند. دل نورانی و مصفای آن پارسای پرهیزگار، آیینه ی روشن و صیقل یافته ی الهام الهی، و کلام معطر او راهنمای اندیشه و عمل رهجویان و سالکان بود.
اینجانب تسلیت صمیمانه ی خود را به پیشگاه حضرت بقیه الله ارواحنا فداه تقدیم می دارم و به حضرات علمای اعلام و مراجع عظام و شاگردان و ارادتمندان و مستفیضان از نَفَس گرم او و بویژه به خاندان مکرّم و آقازادگان ارجمند ایشان تسلیت عرض می کنم و برای خود و دیگر داغداران از خداوند متعال درخواست تسلا و برای روح مطهر آن بزرگوار طلب رحمت و مغفرت می کنم.
والسلام علیه و رحمه الله
سیدعلی خامنه ای
27/اردیبهشت/1388
22/جمادی الاول/1430
مطالب مرتبط : عکسهای تشییع پیکر مطهر در رابطه با تحصیل علم
اين " خود را فراموش كردن " معنیاش چيست ؟ معنای همين است كه انسان وقتی خودش را نشناسد،حقيقت خودش را نشناسد ، مسير خودش را نشناسد ، خودش را چيزی بپندارد غير از آنچه كه هست،پس خودش را گم كرده ، خودش را فراموش كرده . اساس تعليمات قرآن اين است كه انسان اين حقيقت را درك كند كه خودش حقيقتی است كه در اين دنيا به وجود آمده و اين دنيا هم برای او منزل و مأوايی است كه مكتسبات خودش را در اينجا بايد تهيه كند و خودش را در اينجا بايد بسازد و بعد هم به دنيای ديگری منتقل میشود و میرود . اگر كسی خودش را اين جور بشناسد خودش را پيدا كرده اما اگر كسی جور ديگری درباره خودش فكر كند كه حالا ما چه میدانيم چطور شده ، چه عواملی سبب شده ، چه تصادفاتی رخ داده كه ما پيدا شديم ، لابد يك سلسله تصادفات رخ داده كه ما پيدا شدهايم ، حالا كه پيدا شدهايم چند صباحی اينجا هستيم ، پس ببينيم مثلا چه راهی را در پيش بگيريم كه از لذات بيشتری كامياب شويم ، چنين كسی خودش را فراموش كرده و خودش راگم كرده و نتيجه اين است كه يك عمر تلاش میكند و خيال میكند برای خودش تلاش كرده ، نمیفهمد كه برای " ناخود " تلاش كرده است . زمانی خودش را میبيند " « و لقد جئتمونا فرادی كما خلقنا كم اول مرش »" (انعام / 94) میبيند دستش خالی خالی است ، تمام كارهايی كه كرده هيچ چيزش برای اين خود واقعیاش نيست .
(آشنایی با قرآن / جلد۶ / صفحه ۱۷۸)
تا که نامت بر زبان آمد ، زبان آتش گرفت
سوختم چندان که مغز استخوان آتش گرفت
حیدر آمدخاک همچون باد ، گرم گریه شد
خواست تا غسلت دهد ، آب روان آتش گرفت
هان چه می پرسی؟چه پیش آمد؟زمین را آب برد
بادبان کشتی پیغمبران آتش گرفت
یک طرف ماه مرا ابر سیاه فتنه کشت
یک طرف از درد غربت ، کهکشان آتش گرفت
رفت سمت آسمان ، روحت ، زمین از شرم سوخت
در زمین جسم تو گم شد ، آسمان آتش گرفت
شعر از : علیرضا قزوه
شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) بر امام زمان (عج) تسلیت باد.
"مطهرى كه در طهارت روح و قدرت ايمان و قدرت بيانكمنظير بود... رفت و به ملأ اعلى پيوست... من فرزندبسيار عزيزى را از دست دادم و در سوگ او نشستم كه ازشخصيتهايى بود كه حاصل عمرم محسوب مىشد." (از پيام امام خمينى به مناسبت شهادت استاد مطهرى)
اى روح مطهر!
اكنون در اين زمان سراسر نياز، كوير تشنه و عطشناك انديشههاى جستجوگر ايننسل، بيش از همه وقت انتظار تو را مىكشد و در عصر هجوم "بودن"هاى كاذب ووجودهاى مصنوعى، "نبود" تو را غمگنانه مىسرايد و بر بام دلش، آواى اندوه، سر مىدهد.
اكنون، جوانههاى رسته از شاخههاى زمان پس از انقلاب، جوياتر از پيش، چشم اميدبه بارش انديشههاى تو دوخته است تا هم چون هميشه، سرزمين بكر افكار را برويانى وساقههاى خشكيده و قحطى زده را به برگ و بار بنشانى.
اى روشنايى خورشيد!
چه مىشد كه ديگر بار، انفجار فجرى مىشد و تابش سحرى از دامان فلق؟ چه مىشد كهنسل شب زده ما، طلوع دانش اصيل تو را بر افق افكار خويش به تماشا مىنشست و ظهور اسلامرا از جام انديشه تو مىنوشيد؟ كه زبان تو، مجراى معارف زلال و شيرين مكتب بود.
اى باغبان بيدار و تيزبين!
باغ انديشههاى نسل ما پر از نيلوفر سؤال است. چه مىشد كه دستهاى مهربان وصميمى تو علف حوزههاى شبههها و اشكالات را مىچيد و ساقههاى ترد ذهن ما راآبيارى مىكرد و گلبوتههاى شناخت ما را مىشكوفاند؟
شكسته باد و بريده باد دست "فرقان" كه با تبر ترور، بىرحمانه قامت استوار و تنومند تو را به خاك افكند و با سرب مذاب، مغز تو را كه عصاره عمرى تلاش و تجربه و آموختن و اندوختن بود، نشانه گرفت و قلب تو را كه براى اسلام مىتپيد از كار انداخت.
(برای خواندن ادامه متن ، روی ادامه مطلب کلیک کنید.)
ادامه مطلب
ما بايد بفهميم كه از نظر اسلام راهنمايی فكر و عقيده مردم در چه درجه از اهميت است . فقر روحی و فكری بالاتر از فقر مالی و اقتصادی است ، با داشتن ثروت روحی و فكری و اخلاقی میتوان فقر مالی و اقتصادی را علاج كرد ولی با وجود فقر روحی و معنوی بی نيازی مالی سودی ندارد و ممكن است بر ناراحتی و شقاوت انسان بيفزايد . مقصود اين نيست كه فقر مالی و احتياج مادی امر ممدوحی است و نبايد آن را چاره كرد ، بلكه مقصود اين است كه انسان نبايد فقر را منحصر به فقر مالی بداند و توجهی به فقرهای فكری و روحی و اخلاقی نداشته باشد . چيزی كه منشأ میشود انسان همه توجه خويش را معطوف به رفع فقر مالی بكند اين است كه انسان خودش فقر مادی را بيش از ديگران احساس میكند و رنج فقر مادی را بيش از كسان ديگر حس میكند ، بر خلاف فقرهای روحی و معنوی كه خود شخص آن فقر و عوارض و آثار آن فقر را احساس نمیكند ، ديگران و مخصوصا آنهايی كه از اين ثروت معنوی بهره كافی دارند بهتر احساس میكنند . از اين جهت است كه میبينيم پيغمبران و پيشروان قافله بشريت بيشتر توجه خود را به رفع نواقص روحی و معنوی معطوف كرده اند ، چون میدانند كه نواقص مادی را خود مردم خوب درك میكنند و در اين ناحيه چندان احتياجی به تنبه و تذكر و بيداری نيست .(حکمتها و اندرزها/صفحه ۲۳۶)
