تبليغاتX
شیخ شهید
شیخ شهید
...::: سختی ها فانی اند ، سرسخت ها باقی اند :::...
دو کلیپ از استاد مطهری + تبریک سال اصلاح الگوی مصرف (1388)

سلام بر همراهان همیشگی...
سال اصلاح الگوی مصرف را بر تمامی هموطنان عزیز تبریک عرض می نمایم و امیدوارم که سالی خالی از گناه و مملو از زیبایی داشته باشیم.در این ساعات آغازین سال جدید برای تعجیل در ظهور چشم های آقای خوبی ها و جان جانان جهان صلواتی هدیه به وجود مقدس ایشان می نمائیم.
و اما بعد...
دو کلیپ کوتاه برای موبایل از استاد شهید مرتضی مطهری(ره) آماده کرده ام.هدیه به شما،بفرمائید.

کلیپ اول - ولایت فقیه

کلیپ دوم - اسلام و زمان (آیا برنامه اسلام پاسخگوی نیازهای بشر امروز هست؟)

مرتضی مطهری

|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در جمعه 30 اسفند1387 و ساعت 21:21 |
رابطه تقوا و روشن بینی در کلام مرتضی مطهری

يك تجربه در جلو چشم صدها نفر واقع می‏شود ولی آيا همه آنها به يك نحو از آن تجربه استفاده می‏كنند ؟ البته نه . استفاده هر كدام بستگی دارد به‏ دو چيز : يكی ميزان عقل و علم و هوش و ذكاوت هر كدام از آنها و ديگری‏ ميزان صفا و خلوص نيت و طهارت و پاكی روح آنها . قرآن كريم می‏فرمايد : " كسانی كه در راه ما ( يعنی در راه رسيدن به حقيقت و خير و سعادت ) مجاهده كنند و از روی صدق گام بر دارند ، روی عنايت و لطف عمومی كه‏ داريم كه به هر مستعدی به اندازه استعدادش فيض و رحمت می‏رسانيم ، او را هدايت و راهنمايی می‏كنيم ، به او روشنی و بصيرت می‏دهيم كه بهتر ببيند و بهتر درك كند و بهتر قضاوت كند ". (حکمتها و اندرزها/صفحه172)

|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در پنجشنبه 29 اسفند1387 و ساعت 16:2 |
(داستان راستان هشتم): مسلمان و كتابى

در آن ايام، شهر كوفه مركز ثقل حكومت اسلامى بود. در تمام قلمرو كشور وسيع اسلامى آن روز، به استثناء قسمت شامات، چشمها به آن شهر دوخته بود كه، چه فرمانى صادر مى‏كند و چه تصميمى مى‏گيرد. در خارج اين شهر دو نفر، يكى مسلمان و ديگرى كتابى (يهودى يا مسيحى يا زردشتى) روزى در راه به هم برخورد كردند. مقصد يكديگر را پرسيدند. معلوم شد كه مسلمان به كوفه مى‏رود، و آن مرد كتابى درهمان نزديكى، جاى ديگرى را در نظر دارد كه برود. توافق كردند كه چون در مقدارى از مسافرت راهشان يكى است باهم باشند و بايكديگر مصاحبت كنند.راه مشترك، با صميميت، در ضمن صحبتها و مذاكرات مختلف طى شد. به سر دو راهى رسيدند، مرد كتابى با كمال تعجب مشاهده كرد كه رفيق مسلمانش از آن طرف كه راه كوفه بود نرفت، و از اين طرف كه او مى‏رفت آمد. پرسيد: " مگر تو نگفتى من مى‏خواهم به كوفه بروم؟ ". - " چرا ". - " پس چرا از اين طرف مى‏آئى؟ راه كوفه كه آن يكى است ". - " مى‏دانم، مى‏خواهم مقدارى تو را مشايعت كنم،پيغمبر ما فرمود " هرگاه دو نفر در يك راه با يكديگر مصاحبت كنند، حقى بر يكديگر پيدا مى‏كنند ". اكنون تو حقى بر من پيدا كردى. من به خاطر اين حق كه به گردن من دارى مى‏خواهم چند قدمى تو را مشايعت كنم. و البته بعد به راه خودم خواهم رفت ". - " اوه، پيغمبر شما كه اين چنين نفوذ و قدرتى در ميان مردم پيدا كرد، و باين سرعت دينش در جهان رائج شد، حتما به واسطه همين اخلاق كريمه‏اش بوده ". تعجب و تحسين مرد كتابى در اين هنگام به منتها درجه رسيد، كه برايش معلوم شد، اين رفيق مسلمانش، خليفه وقت على ابن ابيطالب (ع) بوده. طولى نكشيد كه همين مرد مسلمان شد، و در شمار افراد مؤمن و فداكار اصحاب على (ع) قرار گرفت. (داستان راستان/جلد1/صفحه17)
سوال: نتیجه این داستان را برای ما بنویسید.

|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در یکشنبه 25 اسفند1387 و ساعت 1:26 |
راه سعادت در کلام مرتضی مطهری

مرتضی مطهریدر حديث است كه : " خداوند خوشی و آسايش را در دو چيز قرار داده : يقين و رضايت خاطر ، و ناراحتی و رنج را در دو چيز ديگر قرار داده : ترديد و خشم " . " يقين " همان ايمان محكم و پا برجاست به اينكه جهان‏ مدبری دارد حكيم و آنچه انبياء به عنوان بشارت وانذار گفته‏اند ، يعنی نسبت به نيكوكاری نويد داده‏اند و نسبت به بدكاری‏ اعلام خطر كرده‏اند ، همه راست و درست است و دير يا زود واقع می‏گردد ، هر كسی به عمل خويش می‏رسد ، تمام اعمال خود را از نيك و از بد ، بزرگ‏ يا كوچك خواهد ديد و به آن خواهد رسيد . و اما " رضايت خاطر " يعنی‏ خوشوقت بودن و خشنود بودن از اينكه عمل خويش را آن طور انجام داده كه‏ ناموس عالم حكم می‏كرده است ، وجدانش راضی است كه به وظايف خود عمل‏ كرده است و دين خود را نسبت به خلق خدا ادا كرده است . امام زين‏ العابدين عليه السلام در دعا از خداوند متعال چنين مسالت می‏نمايد : " خدايا بر محمد و آل او درود بفرست و ايمان و يقين مرا به اعلی درجه‏ برسان ، نيت مرا نيكوترين نيتها گردان و عمل مرا فاضل تر و بهترين اعمال‏ گردان " . منتهای سعادت همين است كه آدمی در ناحيه عقل و فكر دارای محكم ترين‏ اطمينانها و در ناحيه احساسات و قلب دارای پاك ترين نيتها و در ناحيه‏ عمل دارای نيكوترين عملها باشد . زندگی پاك و پاكيزه و سعادت بخش همين‏ است .
(حکمتها و اندرزها / صفحه ۴۱)

|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در جمعه 23 اسفند1387 و ساعت 23:35 |
ازدواج در کلام مرتضی مطهری

ازدواج خروج از اولین مرحله  خود طبیعی فرد و توسعه پیدا کردن شخصیت انسان است. بعد از ازدواج، وقتی می خواهیم کار کنیم، برای من تنها نیست، آن "من" تبدیل به "ما" می شود به طوری که انسان آن قدر به سرنوشت خانواده علاقه مند است که به سرنوشت شخص خودش،و رنج می برد تا آن ها در آسایش باشند. این یک درجه از "خود" است.
(تعلیم و تریبت/صفحه 168)

|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در چهارشنبه 21 اسفند1387 و ساعت 17:15 |
امام حسن عسکری(ع) در کلام مرتضی مطهری
امام حسن عسکری

وجود مقدس امام عسکری(ع) به جلالت و هیبت و رُواء(=حسن منظر) ممتاز بودند.یعنی اساساً عظمت و هیبت و جلالت در قیافه ایشان به نحوی بود که هر کس که ایشان را ملاقات می کرد تحت تأثیر آن سیما قرار می گرفت، قبل از اینکه حضرت سخن بگویند و او از علم ایشان چیزی بفهمد.وقتی که سخن می گفتند و دریای مواجّی شروع می کرد به سخن گفتن، دیگر تکلیفش روشن است.در بسیاری از حکایات و روایات این قضیه کاملاً مشخص و محرز است.حتی دشمنان با اینکه ایشان را سخت تحت تعقیب داشتند و گاهی به زندان می بردند، وقتی که با حضرت رو به رو می شدند وضع عجیبی داشتند، نمی توانستند در مقابل ایشان خضوع نکنند.
(سیری در سیره ائمه اطهار(ع)/صفحه ۲۱۶)

|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در جمعه 16 اسفند1387 و ساعت 14:10 |
(داستان راستان هفتم): غذاى دسته جمعى

همين كه رسول اكرم(ص) و اصحاب و ياران از مركبها فرود آمدند، و بارها را بر زمين نهادند، تصميم جمعيت براين شد كه براى غذا گوسفندى را ذبح و آماده كنند.
يكى از اصحاب گفت: " سر بريدن گوسفند با من ".
ديگرى: " كندن پوست آن بامن ".
سومى: " پختن گوشت آن بامن ".
چهارمى:...
رسول اكرم(ص): " جمع كردن هيزم از صحرا بامن ".
جمعيت: " يا رسول الله(ص) شما زحمت نكشيد و راحت بنشينيد، ما خودمان با كمال افتخار همه اين كارها را مى‏كنيم ".
رسول اكرم(ص): " مى‏دانم كه شما مى‏كنيد، ولى خداوند دوست نمى دارد بنده‏اش را در ميان يارانش با وضعى متمايز ببيند كه، براى خود نسبت به ديگران امتيازى قائل شده باشد " .
سپس به طرف صحرا رفت. و مقدار لازم خار و خاشاك از صحرا جمع كرد و آورد .
(داستان راستان/جلد1/صفحه12)
سوال:نتیجه این داستان را برای ما بنویسید.

|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در پنجشنبه 15 اسفند1387 و ساعت 20:52 |
انسان و انسان سازی در نگاه شهید مطهری (ره)

هيچ موجودی به اندازه انسان ، نيازمند به ساخته‏شدن نيست و هيچ موجودی‏ به اندازه انسان قابل ساخته شدن نيست و هيچ موجودی به اندازه انسان‏ ارزش ساخته‏شده‏اش با ارزش ساخته‏نشده‏اش اين‏قدر تفاوت ندارد . اين چيزی‏ كه در دنيا از يك نظر نامش را " اخلاق " می‏گذارند و از نظر ديگر نامش‏ را " تعليم و تربيت " و يا " آموزش و پرورش " می‏گذارند معنايش‏ همين است ، يعنی انسان به صورت يك ماده خام را تبديل كردن به يك‏ انسان قابل استفاده . قابل استفاده برای چه كسی ؟ برای خودش و برای‏ جامعه خودش . (آشنایی با قرآن/جلد7/صفحه 47)

مطهری

|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در پنجشنبه 8 اسفند1387 و ساعت 20:0 |
توصیه های آیت الله بهجت در رابطه با تحصیل علم

1- برای رعایت نظم در برنامه و موفقیت در دروس بعد از ده سال که مشغول درسهای حوزه ایم و حتی به طور متوسط از عهده بر نیامده ایم، چه کنیم؟
ج: تقلیل مباحث نمایید و آنچه که مشغول می شوید اتقان نمایید.

2. با استعداد متوسط و کم و بیماری شدید اعصاب، روزی چند درس بگیریم و چند ساعت مطالعه کنیم و چند ساعت استراحت کنیم؟
ج: جواب بالا را رعایت کنید.

3. 27 ساله هستم هوش و استعدادی خوبی دارم اما در تحصیل بی برنامه و سر در گم می باشم و همچنین کسل و تنبل هستم، چه کار کنم؟
ج: بسمه تعالی- در برنامه تحصیل راه متعارف را پیش گیرید؛ اشکالی داشتید سؤاال کنید. برای پیشرفت در تحصیلات نافعه، ملتزم به تعقیبات مشترکه باشید « سبحان من لا یهتدی علی اهل مملکته..… مفاتیح الجنان، تعقیبات مشترکه » بعد از هر فریضه.

4. با توجه به فقر و سختی معاش همسر و فرزندان و کمبود شهریه حوزه، آیا وظیفه است تأمین معاش آنان؟ چگونه؟ و درسها را چگونه برسیم، یعنی حقیر می تواند این سختی در معاش و بیماری را غمض عین نماید و مشغول دروس بوده باشد.
ج: قناعت نسبیّه وقتیِّه بر همه لازم و برای همه کافی است.

5. هدف حقیر کسب درجه عالیه اجتهاد بوده و هست و علاقه شدید به آدم و عالم شدن دارم. اکنون که 33 سال داشته چه کنم که موفق شوم؟
ج: از درس خواندن به نحوه منظم و مرتب و ترک مسامحه در معلومات که عمل بشود، مقصود حاصل می شود انشاء الله.

6. برای موفق بودن در دروس و نیز توفیق اجتهاد طلبه ای که حدود 10 سال در دروس، حتی به طور متوسط موفق نبوده، چه راهی را پیشنهاد می فرمایید؟ ( با در نظر گرفتن عیالات و مشکلات شدید مادی )
ج: نماز شب مفتاح توفیقات است؛ تعقیب مخصوص را فراموش نکنید « سبحان یعتدی علی أهل مملکته... مفاتیح الجنان، تعقیبات مشترکه. »

7. برای رفع مشکلات مادی همسر و فرزندان، یک طلبه چه باید بکند؟
ج: تعلیم نمایید که قناعت نسبیّه وقتیّه، بر همه لازم است و کافی است.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله بهجت (حفظه الله)

بهجت

..::چند عکس از آیت الله بهجت (حفظه الله) در ادامه مطلب::..


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در چهارشنبه 7 اسفند1387 و ساعت 21:23 |
جان پاك و نازنين او از ميان دست هايم پر كشيد... (ویژه رحلت پیامبر رحمت)

امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرمایند:
ياران پيامبر مي دانند كه من لحظه اي به خدا و پيامبرش پشت نكردم . همه مي دانند من در جاي جاي حوادث سخت و پرخطر كه قهرمانان پا پس مي كشيدند از فدا كردن جانم دريغ نمي كردم. كيست كه از من به پيامبر در زندگي و مرگ نزديك تر است؟ از كودكي در دامان او باليدم و در آخرين لحظه هاي عمر تنها يار وفادار او بودم . پيامبر خدا در حالي به ملكوت اعلا پيوست كه سرش را بر سينه ام گذاشته بود . در لحظه ي عروج جان پاك و نازنين او از ميان دست هايم پر كشيد و بال رفت. دست هايم رابه تبرك بر چهره ام كشيدم و آن گاه پيكر پاكش را شستم در حالي كه فرشتگان ياري ام مي دادند. ناله ي آن ها در و ديوار خانه را آكنده بود . گروهي فرود مي آمدند و گروهي ديگر بالا مي رفتند. گوش هاي من لحظه اي از هياهوي فرشتگان خالي نبود. او را در آرامگاهش به خاك سپردم در حالي كه مي شنيدم فرشتگان بر او درود مي فرستند. (برگرفته از خطبه ي 188 نهج البلاغه)  

رحلت پیامبر

کلیک کنید برای خواندن:
..::خوابی که استاد مطهری قبل از شهادت،درباره پیامبر رحمت(ص) دیده بودند::..

|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در سه شنبه 6 اسفند1387 و ساعت 13:32 |
طلبه جوان و دختر فراری

شب هنگام محمد باقر -طلبه جوان-در اتاق خود مشغول مطالعه بود كه به ناگاه دختري وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بيچاره اشاره کرد که سكوت كند و هيچ نگويد.
دختر پرسيد: شام چه داري ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر كه شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان حرمسرا خارج شده بود در گوشه‌اي از اتاق خوابيد.
صبح که دختر از خواب بيدار شد و از اتاق خارج شد ماموران،شاهزاده خانم را همراه طلبه جوان  نزد شاه بردند شاه عصباني پرسيد چرا شب به ما اطلاع ندادي!
محمد باقر گفت : شاهزاده تهديد کرد که اگر به کسي خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد...

شاه دستور داد که تحقيق شود که آيا اين جوان خطائي کرده يا نه ؟ و بعد از تحقيق از محمد باقر پرسيد چطور توانستي در برابر نفست مقاومت نمائي؟ محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه ديد که تمام انگشتانش سوخته و ...
علت را پرسيد. طلبه گفت : چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه مي نمود هر بار که نفسم وسوسه مي کرد يکي از انگشتان را بر روي شعله سوزان شمع مي‌گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدين وسيله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا ، شيطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ايمانم را بسوزاند. 

شاه عباس از تقوا و پرهيز کاري او خوشش آمد و دستور داد همين شاهزاده را به عقد مير محمد باقر در آوردند و به او لقب ميرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وي به عظمت و نيکي ياد کرده و نام و يادش را گرامي مي دارند. از مهمترين شاگردان وي مي توان به ملا صدرا اشاره نمود .

ماهی سرخ

نفس اماره يکي از عواملي است که انسان را به ارتکاب گناه وسوسه مي کند . قران کريم مي فرمايد: نفس اماره به سوي بديها امر مي کند مگر در مواردي که پروردگار رحم کند (سوره يوسف آيه 53) انسانهايي که در چنين مواردي به خدا پناه ميبرند خداوند متعال آنها را از گزند نفس اماره حفط مي کند و به جايگاه ارزشمندي مي رساند.

|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در دوشنبه 5 اسفند1387 و ساعت 12:2 |
ازدواج و رشد اخلاقی

یک خصایص اخلاقی هست که انسان جز در مکتب تشکیل خانواده نمی تواند آن ها را کسب کند.{تشکیل خانواده} یعنی یک نوع علاقه مند شدن به سرنوشت دیگران.تا انسان زن نگیرد و بچه پیدا نکند و آن بچه شدیداً عواطف او را تحریک نکند و مثلاً در مواقعی که مریض می شود او را به هیجان نیاورد،یا مثلاً لبخند بچه در او اثر نگذارد،{علاقه مند شدن به سرنوشت دیگران در او پدید نمی آید}.با مطالعه کتاب،این امر در او پیدا نمی شود.تجربه نشان داده است که اخلاقیون ریاضت کش ها که این دوران را نگذرانده اند،تا آخر عمر یک نوع خامی و یک نوع بچگی در آن ها وجود داشته است.و یکی از علل این که در اسلام ازدواجیک امر مقدس و یک عبادت تلقی شده است همین است،در حالی که از نظر مسحیت،تجرد،مقدس است و تاهل پلیدی،و کسانی اجازه می گیرند متاهل شوند که تاب تجرد را ندارند،یعنی اگر مجرد بمانند فاسد می شوند،و بنابراین از باب دفع افسد به فاسد می گویند باید ازدواج کرد.لذا پاپ از میان مجردها انتخاب می شودکه در تمام عمر این آلودگی را پیدا نکرده است.در اسلام برخلاف مسحیت است. (تعلیم تربیت/صفحه 168)

|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در یکشنبه 4 اسفند1387 و ساعت 16:10 |
شیخ شهید