حقيقت اسلام تسليم است نه دانستن و ندانستن.دانستن و كشف حقيقت كردن،برای اينكه يك نفر مسلمان باشد كافی نيست.وقتی حقيقت برای انسان كشف شد بايد عكس العملش در مقابل حقيقت اين باشد كه " امنا و سلمنا و صدقنا ".اين میشود اسلام،والا من از شما میپرسم آيا شيطان كافر است يا كافر نيست؟ بدون شك كافر است.قرآن هم میگويد:" « و كان من الكافرين »".ولی از شما میپرسم آيا شيطان كه قرآن او را كافر میخواند خدا را میشناسد يا نمیشناسد؟ میداند خدايی هست يا نه ؟ او از همه بهتر میداند . خدا را آنچنان میشناخت كه میگفت:" « فبعزتك "(به عزت خودت قسم). آيا شيطان پيغمبران و عباد مخلص خدا را میشناسد يا نمیشناسد؟ خيلی هم خوب میشناسد،چون میگفت:" « الا عبادك منهم المخلصين »" يك عده عباد را سراغ داشت كه آنها را " عباد مخلص " میناميد و میگفت ديگر دستم به آنها نمیرسد.بندگان مخلص خدا را آنچنان میشناسد كه میگويد " ولی من به آنها دسترسی ندارم،هيچ روزنه و نقطه ضعفی در آنها نيست كه من در آنها نفوذ پيدا كنم ". ائمه را چطور ؟ ائمه را مثل انبياء خوب میشناسد.آيا به معاد اعتقاد دارد يا نه؟ يعنی آيا علم دارد كه روز قيامتی هست يا نه؟ به آن هم علم و يقين داشت،میگفت:" « فانظرنی الی يوم يبعثون »" خدايا مرا تا روز قيامت مهلت بده.اين عنصری كه خدا و پيغمبران را میشناسد و به معاد هم اعتقاد جازم دارد اين سه ركنی كه ما هميشه شرط اسلاميت میدانيم در عين حال قرآن میگويد كافر است، چون ملاك كفر اين نيست كه انسان بداند يا نداند،و ملاك اسلام هم اين نيست كه انسان بداند يا نداند. ملاك اسلام اين است كه انسان بداند و در مقابل حقيقت تسليم باشد،و ملاك كفر اين است كه انسان بداند،حقيقت بر او عرضه شده باشد و او در مقابل حقيقت بايستد و مخالفت كند.
(آشنایی با قرآن/جلد4/صفحه146)
ازدواج در سیستم فرنگی یعنی آزاد را محدود کردن،از آزادی به محدود آمدن،و ازدواج در سیستم اسلامی یعنی از محدودیت به آزادی آمدن.ازدواجی که خاصیت روانی اش از محدودیت به آزادی آمدن است به دنبال خود استحکام می آورد و آنکه پایه اش از آزادی به محدودیت آمدن است اولاً خودش استحکام ندارد،یعنی زود منجر به طلاق میشود،و ثانیاً آن پسری که به تعبیر خود فرنگی ها ده ها و گاهی صدها دختر را تجربه کرده و آن دختری که ده ها و صدها پسر را تجربه کرده است مگر حالا با یکی پایند می شود؟مگر می شودپابندش کرد؟
(آشنایی با قرآن/جلد 4/صفحه 19)
والله و بالله ما در برابر اين قضيه مسئوليم.به خدا قسم مسئوليت داريم.به خدا قسم ما غافل هستيم.و الله قضيهای كه دل پيغمبر اكرم را امروز خون كرده است،اين قضيه است.داستانی كه دل حسين بن علی(ع) را خون كرده،اين قضيه است.اگر میخواهيم به خودمان ارزش بدهيم،اگر میخواهيم به عزاداری حسين بن علی ارزش بدهيم،بايد فكر كنيم كه اگر حسين بن علی امروز بود و خودش میگفت برای من عزاداری كنيد،میگفت چه شعاری بدهيد؟ آيا میگفت بخوانيد:"نوجوان اكبر من" يا میگفت بگوئيد:" زينب مضطرم الوداع ، الوداع"، چيزهايی كه من ( امام حسين ) در عمرم هرگز به اينجور شعارهای پست و كثيف ذلت آور تن ندادم و يك كلمه از اين حرفها نگفتم؟! اگر حسين بن علی(ع) بود میگفت:اگر میخواهی برای من عزاداری كنی،برای من سينه و زنجير بزنی،شعار امروز تو بايد فلسطين باشد.شمر امروز موشه دايان (نخست وزیر وقت اسرائیل) است.شمر هزار و سيصد سال پيش مرد،شمر امروز را بشناس.امروز بايد در و ديوار اين شهر با شعار فلسطين تكان میخورد.
(حماسه حسینی/جلد اول/صفحه۲۹۱)
سلام بر دوستان مهربان و مفکر من...
چند لحظه پیش یکی از دوستان در مورد شخص من نظرشون رو در وبلاگ گفته بودند که بنده را مجبور به نوشتن این مطلب کرد،یعنی این پست،یک پست اجباری است.بنده از لطف این دوست عزیز تشکر می نمایم.و اما نظر ایشان:
و پاسخ بنده:
من به این دلیل پاسخ می دهم که این قبیل نظرات حاوی یک انحراف فکری است.بعضی از عوام می گویند که:"قربون امام حسین(ع) برم!کی می تونه مثل امام حسین(ع) بشه؟!!!"یعنی از روی جهل،عملاً اثر تربیتی و انسان سازی مکتب حسینی را خنثی می کنند.در حالی که امام حسین(ع) الگویی هستند که شیعه باید خود را به ایشان نزدیک کند.مگر می شود گفت که ما درباره امام حسین(ع) نباید مطالعه کنیم،چون ما کجا و امام حسین(ع) کجا؟!!!
با توجه به این مطلب،اولاً بنده در این وبلاگ قصد تحلیل شخصیت شهید مطهری(ره) را ندارم و فقط اصول آثار ایشان را منتشر می کنم،ثانیاً اگر ما کجا و شهید مطهری(ره) کجا،شاعر خوب جواب داده است:
آب دریا را اگر نتوان کشید - هم به قدر تشنگی باید چشید
باز هم از سرور گرامی بابت نظر مهمشان تشکر می نمایم.
پیروز و فرخنده باشید.یا علی(ع)
اگر از ما بپرسند شما در روز عاشورا كه هی حسين حسين میكنيد و به سر خودتان میزنيد،چه میخواهيد بگوئيد؟،بايد بگوئيم : ما میخواهيم حرف آقايمان را بگوئيم.ما هر سال میخواهيم تجديد حيات بكنيم، « يا ايها الذين آمنوا استجيبوا لله و للرسول اذا دعاكم لما يحييكم ». بايد بگوئيم عاشورا روز تجديد حيات ماست،در اين روز میخواهيم در كوثر حسينی شستشو بكنيم،تجديد حيات بكنيم،روح خودمان را شستشو بدهيم،خودمان را زنده كنيم،از نو مبادی و مبانی اسلام را بياموزيم،روح اسلام را از نو به خودمان تزريق بكنيم.ما نمیخواهيم حس امر به معروف و نهی از منكر،احساس شهادت،احساس جهاد،احساس فداكاری در راه حق در ما فراموش بشود،نمیخواهيم روح فداكاری در راه حق در ما بميرد.
اين،فلسفه عاشورا است،نه گناه كردن و بعد به نام حسين بن علی بخشيده شدن!،گناه بكنيم بعد در مجلسی شركت بكنيم و بگوئيم خوب ديگر گناهانمان بخشيده شد.گناه آنوقت بخشيده میشود كه روح ما پيوندی بخورد با روح حسين بن علی(ع).اگر پيوند بخورد،گناهان ما قطعا بخشيده میشود،ولی علامت بخشيده شدنش اينست كه دو مرتبه ديگر دنبال آن گناه نمیرويم.اما اينكه گناه بكنيم،از مجلس حسين بن علی بيرون برويم و دو مرتبه دنبال آن گناهان برويم،نشانه اينست كه روح ما با روح حسين بن علی پيوند نخورده است. (حماسه حسینی/جلد اول/صفحه۱۸۷)
لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتِ الْمُصيبَةُ بِكَ عَلَيْنا وَعَلى
جَميعِ اَهْلِالاِْسْلامِ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتْ مُصيبَتُكَ فِى السَّمواتِ عَلى
جَميعِ اَهْلِ السَّمواتِ
براستى بزرگ شد سوگوارى تو ، و گران و عظيم گشت مصيبت تو بر ما ، و بر
همه اهل اسلام ، و گران و عظيم گشت مصيبت تو در آسمانها بر
همه اهل آسمانها.
(گوشه ای از زیارت عاشورا)
.jpg)
با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد
در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد
ذهنش ز روضه ها ی مجسم عبور کرد
شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد
احساس کرد از همه عالم جدا شده است
در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده است
*
در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت
باز این چه شورش است که در جان واژه ها ست
شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست
*
بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت
دستی زغیب قافیه را کربلا گذاشت
یک بیت بعد ، واژه ی لب تشنه را گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت
حس کرد پا به پاش جهان گریه می کند
دارد غروب فرشچیان گریه می کند
*
با این زبان چگونه بگویم چه ها کشید
بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید
او را چنان فنای خدا بی ریا کشید
حتی براش جای کفن بوریا کشید
در خون کشید قافیه ها را ، حروف را
از بس که گریه کرد تمام لهوف را
*
اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
این بند را جدای همه روی نیزه ساخت
"خورشید سر بریده غروبی نمی شناخت
بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود"
اوکهکشان روشن هفده ستاره بود
*
خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن . . .
پیشانی اش پر از عرق سرد و بعد از آن . . .
خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن . . .
شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن . . .
در خلسه ای عمیق خودش بود و هیچ کس
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس...
شاعر: سید حمیدرضا برقعی
..::هر کس در اين دفاع مشروع و مقدس کشته شود شهيد است::..
رهبر معظم انقلاب اسلامي فرمودند: همه مجاهدان فلسطين و همه مومنان دنياي اسلام به هر نحو ممکن موظف به دفاع از زنان و کودکان و مردم بي دفاع غزه اند و هر کس در اين دفاع مشروع و مقدس کشته شود شهيد است.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، حضرت آيت الله خامنه اي در پيامي درباره مصيبت هولناک قتل عام مردم مظلوم غزه همچنين با اعلام عزاي عمومي در روز دوشنبه افزودند: اميد آن خواهد داشت که شهيد غزه در صف شهداي بدر و احد در محضر رسول الله صلي الله عليه و آله محشور شود.
(برای خواندن متن پیام روی ادامه مطلب کلیک کنید.)
ادامه مطلب
شبکه خبر در حال پخش مستقيم از فرودگاه بين المللي بيروت :
سيد حسن نصرالله ، مقامات ارشد لبناني و چند تن از مقامات ايراني ، منتظر فرود هواپيماي حامل حاج احمد متوسليان و 3 تن ديگر از اسرا هستند ...
9:30 شب ، هواپيما آرام بر زمين مي نشيند .
آرام آرام ، اسيران لبناني و فلسطيني پياده مي شوند و با سيد حسن نصرالله و مقامات مصافحه مي کنند
همه منتظر 4 ديپلمات ايراني هستند ، اما خبري نيست ...
چند دقيقه بعد ، خبرنگار تلويزيون اعلام مي کند :
4 اسير ايراني همين حالا جداگانه وارد فرودگاه شدند .
آري ؛خبر حقيقت دارد ،
خودشان هستند ، اما ... اصلا چهره هايشان قابل شناسايي نيست !
حاج احمد خيلي شکسته شده ،موها و محاسنش هم کاملا سفيد شده ...
نزديک به نيمه شب است و کنفرانس خبري 4 ديپلمات برگزار مي شود ...........
(برای خواندن بقیه متن روی ادامه مطلب کلیک کنید.)
ادامه مطلب

.jpg)